مراحل ساخت

۱۳۹۶/۰۶/۱۳

سلام و عرض ادب
 ضمن تبریک ایام مبارک به شما دوستان و همراهان گرامی
لطفا از گزیده ی مراحل ساخت این انگشتر زیبا و هنر ناب ایرانی دیدن بفرمایید.
برای مشاهده به قسمت مراحل ساخت مراجعه کنید. با تشکر 

تبریک ولادت امام هادی (ع)

۱۳۹۶/۰۶/۱۳

گزیده ای از زندگی نامه ی آن بزرگوار
ولد امام دهم شيعيان حضرت امام علی النقی (ع ) را نيمه ذيحجه سال 212 هجری قمری نوشته اند . پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه (ع ) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود که دست قدرت الهی او را برای تربيت مقام ولايت و امامت مأمور کرده بود ، و چه نيکو وظيفه مادری را به انجام رسانيد و بدين مأموريت خدايی قيام کرد . نام آن حضرت - علی - کنيه آن امام همام " ابوالحسن " و لقبهای مشهور آن حضرت " هادي " و " نقي " بود . حضرت امام هادی (ع ) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسيد و دوران امامتش 33 سال بود .

 
در اين مدت حضرت علی النقی (ع ) برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربيت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلند برداشت . نه تنها تعليم و تعلم و نگاهبانی فرهنگ اسلامی را امام دهم (ع ) در مدينه عهده دار بود ، و لحظه ای از آگاهانيدن مردم و آشنا کردن آنها به حقايق مذهبی نمي آسود ، بلکه در امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه پنهان و آشکار با خليفه ستمگر وقت - يعنی متوکل عباسی - آنی آسايش نداشت .
 
به همين جهت بود که عبدالله بن عمر والی مدينه بنا بر دشمنی ديرينه و بدخواهی درونی ، به متوکل خليفه زمان خود نامه ای خصومت آميز نوشت ، و به آن امام بزرگوار تهمتها زد ، و نسبتهای ناروا داد و آن حضرت را مرکز فتنه انگيزی و حتی ستمکاری وانمود کرد و در حقيقت آنچه در شأن خودش و خليفه زمانش بود به آن امام معصوم (ع ) منسوب نمود ، و اين همه به جهت آن بود که جاذبه امامت و ولايت و علم و فضيلتش مردم را از اطراف جهان اسلام به مدينه مي کشانيد و اين کوته نظران دون همت که طالب رياست ظاهری و حکومت مادی دنيای فريبنده بودند ، نمي توانستند فروغ معنويت امام را ببينند .
 
و نيز " مورخان و محدثان نوشته اند که امام جماعت حرمين ( = مکه و مدينه ) از سوی دستگاه خلافت ، به متوکل عباسی نوشت : اگر تو را به مکه و مدينه حاجتی است ، علی بن محمد ( هادی ) را از اين ديار بيرون بر ، که بيشتر اين ناحيه را مظيع و منقاد خود گردانيده است " . اين نامه و نامه حاکم مدينه نشان دهنده نفوذ معنوی امام هادی (ع ) در سنگر مبارزه عليه دستگاه جبار عباسی است .
 
از زمان حضرت امام محمد باقر (ع ) و امام جعفر صادق (ع ) و حوزه چهار هزار نفری آن دوران پربار ، شاگردانی در قلمرو اسلامی تربيت شدند که هر يک مشعلدار فقه جعفری و دانشهای زمان بودند ، و بدين سان پايه های دانشگاه جعفری و موضع فرهنگ اسلامی ، نسل به نسل نگهبانی شد و امامان شيعه ، از دوره حضرت رضا (ع ) به بعد ، از جهت نشر معارف جعفری آسوده خاطر بودند ، و اگر اين فرصت مغتنم در زمان امام جعفر صادق (ع ) پيش نيامده بود ، معلوم نبود سرنوشت اين معارف مذهبی به کجا مي رسيد ؟ به خصوص که از دوره زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر (ع ) به بعد ديگر چنين فرصتهای وسيعی برای تعليم و نشر برای امامان بزرگوار ما - که در برابر دستگاه عباسی دچار محدوديت بودند و تحت نظر حاکمان ستمکار - چنان که بايد و شايد پيش نيامد .
 
با اين همه ، دوستداران اين مکتب و ياوران و هواخواهان ائمه طاهرين - در اين سالها به هر وسيله ممکن ، برای رفع اشکالات و حل مسائل دينی خود ، و گرفتن دستور عمل و اقدام - برای فشرده تر کردن صف مبارزه و پيشرفت مقصود و در هم شکستن قدرت ظاهری خلافت به حضور امامان والاقدر مي رسيدند و از سرچشمه دانش و بينش آنها ، بهره مند مي شدند و اين دستگاه ستمگر حاکم و کارگزارانش بودند که از موضع فرهنگی و انقلابی امام پيوسته هراس داشتند و نامه حاکم مدينه و مانند آن ، نشان دهنده اين هراس هميشگی آنها بود . دستگاه حاکم ، کم کم متوجه شده بود که حرمين ( مکه و مدينه ) ممکن است به فرمانبری از امام (ع ) درآيند و سر از اطاعت خليفه وقت درآورند .
 
بدين جهت پيک در پيک و نامه در پی نامه نوشتند ، تا متوکل عباسی دستور داد امام هادی (ع ) را از مدينه به سامرا - که مرکز حکومت وقت بود - انتقال دهند . متوکل امر کرد حاجب مخصوص وی حضرت هادی (ع ) را در نزد خود زندانی کند و سپس آن حضرت را در محله عسکر سالها نگاه دارد تا همواره زندگی امام ، تحت نظر دستگاه خلافت باشد . برخی از بزرگان مدت اين زندانی و تحت نظر بودن را - بيست سال - نوشته اند .
 
پس از آنکه حضرت هادی (ع ) به امر متوکل و به همراه يحيی بن هرثمه که مأمور بردن حضرت از مدينه بود ، به سامرا وارد شد ، والی بغداد اسحاق بن ابراهيم طاهری از آمدن امام (ع ) به بغداد با خبر شد ، و به يحيی بن هرثمه گفت : ای مرد ، اين امام هادی فرزند پيغمبر خدا (ص ) مي باشد و مي دانی متوکل نسبت به او توجهی ندارد اگر او را کشت ، پيغمبر (ص ) در روز قيامت از تو بازخواست مي کند . يحيی گفت : به خدا سوگند متوکل نظر بدی نسبت به او ندارد . نيز در سامرا ، متوکل کارگزاری ترک داشت به نام وصيف ترکی . ا
 
و نيز به يحيی سفارش کرد در حق امام مدارا و مرحمت کند . همين وصيف خبر ورود حضرت هادی را به متوکل داد . از شنيدن ورود امام (ع ) متوکل به خود لرزيد و هراسی ناشناخته بر دلش چنگ زد . از اين مطالب که از قول يحيی بن هرثمه مأمور جلب امام هادی (ع ) نقل شده است درجه عظمت و نفوذ معنوی امام در متوکل و مردان درباری به خوبی آشکار مي گردد ، و نيز اين مطالب دليل است بر هراسی که دستگاه ستمگر بغداد و سامرا از موقعيت امام و موضع خاص او در بين هواخواهان و شيعيان آن حضرت داشته است .
 
باری ، پس از ورود به خانه ای که قبلا در نظر گرفته شده بود ، متوکل از يحيی پرسيد : علی بن محمد چگونه در مدينه مي زيست ؟ يحيی گفت : جز حسن سيرت و سلامت نفس و طريقه ورع و پرهيزگاری و بي اعتنايی به دنيا و مراقبت بر مسجد و نماز و روزه از او چيزی نديدم ، و چون خانه اش را - چنانکه دستور داده بودی - بازرسی کردم ، جز قرآن مجيد و کتابهای علمی چيزی نيافتم . متوکل از شنيدن اين خبر خوشحال شد ، و احساس آرامش کرد . با آنکه متوکل از دشمنان سرسخت آل علی (ع ) بود و بنا به دستور او بر قبر منور حضرت سيدالشهداء (ع ) آب بستند و زيارت کنندگان آن مرقد مطهر را از زيارت مانع شدند ، و دشمنی يزيد و يزيديان را نسبت به خاندان رسول اکرم (ص ) تازه گردانيدند ، با اين همه در برابر شکوه و هيبت حضرت هادی (ع ) هميشه بيمناک و خاشع بود .
 
مورخان نوشته اند : مادر متوکل نسبت به مقام امام علی النقی (ع ) اعتقادی به سزا داشت . روزی متوکل مريض شد و جراحتی پيدا کرد که اطباء از علاجش درماندند . مادر متوکل نذر کرد اگر خليفه شفا يابد مال فراوانی خدمت حضرت هادی (ع ) هديه فرستد . در اين ميان به فتح بن خاقان که از نزديکان متوکل بود گفت : يک نفر را بفرست که از علی بن محمد درمان بخواهد شايد بهبودی يابد . وی کسی را خدمت آن حضرت فرستاد امام هادی فرمود : فلان دارو را بر جراحت او بگذاريد به اذن خدا بهبودی حاصل مي شود .
 
چنين کردند ، آن جراحت بهبودی يافت . مادر متوکل هزار دينار در يک کيسه چرمی سر به مهر خدمت امام هادی (ع ) فرستاد . اتفاقا چند روزی از اين ماجرا نگذشته بود که يکی از بدخواهان به متوکل خبر داد دينار فراوانی در منزل علی بن محمد النقی ديده شده است . متوکل سعيد حاجب را به خانه آن حضرت فرستاد . آن مرد از بالای بام با نردبان به خانه امام رفت . وقتی امام متوجه شد ، فرمود همان جا باش چراغ بياورند تا آسيبی به تو نرسد . چراغی افروختند . آن مرد گويد : ديدم حضرت هادی به نماز شب مشغول است و بر روی سجاده نشسته . امام فرمود : خانه در اختيار توست .
 
آن مرد خانه را تفتيش کرد . چيزی جز آن کيسه ای که مادر متوکل به خانه امام فرستاده بود و کيسه ديگری سر به مهر در خانه وی نيافت ، که مهر مادر خليفه بر آن بود . امام فرمود : زير حصير شمشيری است آن را با اين دو کيسه بردار و به نزد متوکل بر . اين کار ، متوکل و بدخواهان را سخت شرمنده کرد . امام که به دنيا و مال دنيا اعتنايی نداشت پيوسته با لباس پشمينه و کلاه پشمی روی حصيری که زير آن شن بود مانند جد بزرگوارش علی (ع ) زندگی مي کرد و آنچه داشت در راه خدا انفاق مي فرمود .
 
با اين همه ، متوکل هميشه از اينکه مبادا حضرت هادی (ع ) بر وی خروج کند و خلافت و رياست ظاهری بر وی به سر آيد بيمناک بود . بدخواهان و سخن چينان نيز در اين امر نقشی داشتند . روزی به متوکل خبر دادند که : " حضرت علی بن محمد در خانه خود اسلحه و اموال بسيار جمع کرده و کاغذهای زياد است که شيعيان او ، از اهل قم ، برای او فرستاده اند " . متوکل از اين خبر وحشت کرد و به سعيد حاجب که از نزديکان او بود دستور داد تا بي خبر وارد خانه امام شود و به تفتيش بپردازد .
 
اين قبيل مراقبتها پيوسته - در مدت 20سال که حضرت هادی (ع ) در سامره بودند - وجود داشت . و نيز نوشته اند : " متوکل عباسی سپاه خود را که نود هزار تن بودند از اتراک و در سامرا اقامت داشتند امر کرد که هر کدام توبره اسب خود را از گل سرخ پر کنند ، و در ميان بيابان وسيعی ، در موضعی روی هم بريزند . ايشان چنين کردند . و آن همه به منزله کوهی بزرگ شد . اسم آن را تل " مخالي " نهادند آنگاه خليفه بر آن تل بالا رفت و حضرت امام علی النقی ( عليه السلام ) را نيز به آنجا طلبيد و گفت : شما را اينجا خواستم تا مشاهده کنيد سپاهيان من را . و از پيش امر کرده بود که لشکريان با آرايشهای نظامی و اسلحه تمام و کمال حاضر شوند ، و غرض او آن بود که شوکت و اقتدار خود را بنماياند ، تا مبادا آن حضرت يا يکی از اهل بيت او اراده خروج بر او نمايند " .
 
در اين مدت 20سال زندگی امام هادی (ع ) در سامرا ، به صورتهای مختلف کارگزاران حکومت عباسی ، مستقيم و غير مستقيم ، چشم مراقبت بر حوادث زندگی امام و رفت و آمدهايی که در اقامتگاه امام (ع ) مي شد ، داشتند از جمله : " حضور جماعتی از بنی عباس ، به هنگام فوت فرزند امام دهم ، حضرت سيد محمد - که حرم مطهر وی در نزديکی سامرا ( بلد ) معروف و مزار است - ياد شده است . اين نکته نيز مي رساند که افرادی از بستگان و مأموران خلافت ، همواره به منزل امام سر مي زده اند . "
 

اصحاب و ياران امام دهم (ع )
در ميان اصحاب امام دهم ، برمي خوريم به چهره هايی چون " علی بن جعفر ميناوي " که متوکل او را به زندان انداخت و مي خواست بکشد . ديگر اديب معروف ، ابن سکيت که متوکل او را شهيد کرد . و علت آن را چنين نوشته اند که دو فرزند متوکل خليفه عباسی در نزد ابن سکيت درس مي خواندند . متوکل از طريق فرزندان خود کم کم ، متوجه شد که ابن سکيت از هواخواهان علی (ع ) و آل علی (ع ) است .
 
متوکل که از دشمنان سرسخت آل علی (ع ) بود روزی ابن سکيت را به حضور خود خواست و از وی پرسيد : آيا فرزندان من شرف و فضيلت بيشتر دارند يا حسن و حسين فرزندان علی (ع ) ؟ ابن سکيت که از شيعيان و دوستداران باوفای خاندان علوی بود ، بدون ترس و ملاحظه جواب داد : فرزندان تو نسبت به امام حسن (ع ) و امام حسين (ع ) که دو نوگل باغ بهشت و دو سيد جنت ابدی الهي اند قابل قياس و نسبت نيستند . فرزندان تو کجا و آن دو نور چشم ديده مصطفی کجا ؟ آنها را با قنبر غلام حضرت (ع ) هم نمي توان سنجيد . متوکل از اين پاسخ گستاخانه سخت برآشفت .
 
در همان دم دستور داد زبان ابن سکيت را از پشت سر درآوردند و بدين صورت آن شيعی خالص و يار راستين امام دهم (ع ) را شهيد کرد . ديگر از ياران حضرت هادی (ع ) حضرت عبدالعظيم حسنی است . بنا بر آنچه محدث قمی در منتهی الآمال آورده است : " نسب شريفش به چهار واسطه به حضرت امام حسن مجتبی عليه السلام منتهی مي شود ... " از اکابر محدثين و اعاظم علماء و زاهدان و عابدان روزگار خود بوده است و از اصحاب و ياران حضرت جواد (ع ) و حضرت امام هادی (ع ) بود . صاحب بن عباد رساله ای مختصر در شرح حال آن جناب نوشته .
 
نوشته اند : " حضرت عبدالعظيم از خليفه زمان خويش هراسيد و در شهرها به عنوان قاصد و پيک گردش مي کرد تا به ری آمد و در خانه مردی از شيعيان مخفی شد ... " . " حضرت عبدالعظيم ، اعتقاد راسخی به اصل امامت داشت . چنين استنباط مي شود که ترس اين عالم محدث زاهد از قدرت زمان ، به خاطر زاهد بودن و حديث گفتن وی نبوده است ، بلکه به علت فرهنگ سياسی او بوده است . او نيز مانند ديگر داعيان بزرگ و مجاهد حق و عدالت ، برای نشر فرهنگ سياسی صحيح و تصحيح اصول رهبری در اجتماع اسلامی مي کوشيده است ، و چه بسا از ناحيه امام ، به نوعی برای اين کار مأموريت داشته است .
 
زيرا که نمي شود کسی با اين قدر و منزلت و ديانت و تقوا ، کسی که حتی عقايد خود را بر امام عرضه مي کند تا از درست بودن آن عقايد ، اطمينان حاصل کند - به طوری که حديث آن معروف است - اعمال او ، به ويژه اعمال اجتماعی و موضعی او ، بر خلاف نظر و رضای امام باشد . حال چه به اين رضايت تصريح شده باشد ، يا خود حضرت عبدالعظيم با فرهنگ دينی و فقه سياسی بدان رسيده باشد " .
 
 
صورت و سيرت حضرت امام هادی (ع )
حضرت امام دهم (ع ) دارای قامتی نه بلند و نه کوتاه بود . گونه هايش اندکی برآمده و سرخ و سفيد بود . چشمانش فراخ و ابروانش گشاده بود . امام هادی (ع ) بذل و بخشش بسيار مي کرد . امام آن چنان شکوه و هيبتی داشت که وقتی بر متوکل خليفه جبار عباسی وارد مي شد او و درباريانش بي درنگ به پاس خاطر وی و احترامش برمي خاستند .
 
خلفايی که در زمان امام (ع ) بودند : معتصم ، واثق ، متوکل ، منتصر ، مستعين ، معتز ، همه به جهت شيفتگی نسبت به قدرت ظاهری و دنيای فريبنده با خاندان علوی و امام همام حضرت هادی دشمنی ديرينه داشتند و کم و بيش دشمنی خود را ظاهر مي کردند ولی همه ، به خصال پسنديده و مراتب زهد و دانش امام اقرار داشتند ، و اين فضيلتها و قدرتهای علمی و تسلط وی را بر مسائل فقهی و اسلامی به تجربه ، آزموده و مانند نياکان بزرگوارش (ع ) در مجالس مناظره و احتجاج ، وسعت دانش وی را ديده بودند . شبها اوقات امام (ع ) پيوسته به نماز و طاعت و تلاوت قرآن و راز و نياز با معبود مي گذشت . لباس وی جبه ای بود خشن که بر تن مي پوشيد و زير پای خود حصيری پهن مي کرد . هر غمگينی که بر وی نظر مي کرد شاد مي شد . همه او را دوست داشتند . هميشه بر لبانش تبسم بود ، با اين حال هيبتش در دلهای مردم بسيار بود .
 
 
شهادت امام هادی (ع )
امام دهم ، حضرت هادی (ع ) در سال 254هجری به وسيله زهر به شهادت رسيد . در سامرا در خانه ای که تنها فقط فرزندش امام حسن عسکری بر بالين او بود . معتمد عباسی امام دهم را مسموم کرد . از اين سال امام حسن عسکری پيشوای حق شد و بار تعهد امامت را بر دوش گرفت . و در همان خانه ای که در آن بيست سال زندانی و تحت نظر بود ، سرانجام به خاک سپرده شد .
 
 
زن و فرزندان امام هادی (ع )
حضرت هادی (ع ) يک زن به نام سوسن يا سليل و پنج فرزند داشته است . 1 - ابومحمد حسن عليه السلام ( امام عسکری (ع ) يازدهمين اختر تابناک ولايت و امامت است ) . 2 - حسين . 3 - سيد محمد که يک سال قبل از پدر بزرگوارش فوت کرد ، جوانی بود آراسته و پرهيزگار که بسياری گمان مي کردند مقام ولايت به وی منتقل خواهد شد . قبر مطهرش که مزار شيعيان است در نزديکی سامرا مي باشد . 4 - جعفر . 5 - عايشه ، يا به نقل شادروان شيخ عباس قمي " عليه " .

روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی(روز ملی نجوم)

۱۳۹۶/۰۶/۱۳

.سيزدهم شهريورماه، روز بزرگداشت ابوريحان بيروني است.
ابوريحان محمد بن احمد بيروني از دانشمندان بزرگ ايران در علوم حكمت و اخترشناسي و رياضيات و تاريخ و جغرافيا - در سال 362 هجري قمري در اطراف خوارزم متولد شد و به اين خاطر به بيروني يعني خارج از خوارزم معروف شده است.ابوريحان بيروني البته يك‌ فيلسوف‌ رسمي‌ كه‌ داراي‌ روش‌ خاص‌ فلسفي‌ باشد، نبود، اما‌ داراي‌ آگاهي‌ عميق‌ فلسفي‌ بوده‌ و اين‌ امر از اشارات‌ بسياري‌ كه‌ در ضمن‌ كتاب‌هايش‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد، مسلم‌ مي‌شود.حتی در ضمن‌ اين‌ مباحث‌ مي‌بينيم‌ كه‌ برخي‌ مشكلات‌ كلامي‌ و مذاهب‌ فلسفي‌ را نام‌ مي‌برد و با عباراتي پرمعني‌ و پخته‌ از آن‌ها انتقاد يا استقبال‌ مي‌كند. ابن‌ ابي‌ اصيبعه‌ در اين زمينه مي‌گويد:«او معاصر با شيخ‌الرييس‌ ابن‌ سينا بود و  ميان‌ آن‌ دو مراسلات‌ و محادثاتي‌ رد و بدل‌ مي‌شد و من‌ جواب‌ چند سؤال‌ را از آن‌ ابن‌ سينا كه‌ ابوريحان‌ از او پرسيده‌ بود، پيدا كردم‌ كه‌ حاوي‌ امور مفيد و سودمندي‌ بود». و ازجمله كارهايي‌ كه‌ بيروني كرده‌ اين‌ است‌ كه‌ «وجوه‌ توافق‌ ميان‌ فلسفه‌ فيثاغوري‌ افلاطوني‌ و حكمت‌ هندي‌ و بسياري‌ از مذاهب‌ صوفيه‌ را بيان‌ كرده‌ است‌».او از اولين كساني است كه به پيدا كردن وزن مخصوص بسياري از اجسام مبادرت كرد و آن‌چنان اين كار را دقيق انجام داد كه اختلاف وزن‌هاي محاسبه‌شده‌اش با وزن‌هايي كه دانشمندان در قرن‌هاي اخير با توجه به تمام وسايل جديد خود تهيه كرده‌اند، بسيار ناچيز است.ابوريحان در طول عمر خود به شهرهاي مختلفي سفر مي‌كرد و به اندازه‌گيري طول و عرض جغرافيايي آن شهرها مي‌پرداخت و سپس موقعيت هر شهر را روي يك كره مشخص مي‌كرد و پس از سال‌ها توانست آن نقاط را روي يك نقشه مسطح پياده كند و اين مقدمهعلم كارتوگرافي بود كه اين‌كار با ابوريحان شروع شد.نزد ابونصر منصور علم آموخت، در 17 سالگي ارتفاع خورشيدي نصف‌النهار را رصد كرد و بدين ترتيب عرض جغرافيايي زميني آن را استنتاج كرد.در دربار مأمون خوارزمشاهي قرب و منزلت عظيم داشته، چند سال هم در دربار شمس‌المعالي قابوس بن وشمگير به‌سر برده است.در حدود سال 404 هجري قمري به خوارزم مراجعت كرد. زماني كه سلطان محمود غزنوي خوارزم را گرفت، درصدد قتل او برآمد و به شفاعت درباريان از كشتن وي درگذشت و او را در سال 408 هجري با خود به غزنه برد.در سفر محمود به هندوستان، ابوريحان همراه او بود و در آن‌جا با حكما و علماي هند معاشرت كرد و زبان سانسكريت آموخت و مواد لازم را براي تأليف كتاب خود ـ "ماللهند" ـ جمع‌آوري كرد. ابوريحان در طول زندگي خود حدود يك‌صد و 43 كتاب در زمينه‌هاي نجوم، هيأت، منطق و حکمت نوشت.ازجمله تأليفات او "قانون مسعودي" در نجوم و جغرافيا و "آثار الباقيه" در تاريخ، آداب و عادات ملل است. از ديگر آثارش به "التفهيم"، تحقيق "ماللهند"، "اسطرلاب"، "سدس"، "تحديد"، "چگالي‌ها"، "سايه‌ها"، " وترها"، "پاتنجلي"، "قره‌الزيجات"، "قانون"، "ممرها"، "الجماهر" و "صيدنه" مي‌توان اشاره كرد.سيد امين‌ درباره بيروني چنين مي‌گويد: «بيروني‌ حكيم‌ رياضي‌، عالم‌ به‌ نجوم‌ بود و در فلسفه‌ و طب‌ و جغرافي‌ و تاريخ‌ و ادب‌ و شعر لغت‌ مهارت‌ داشت‌». ابن‌ ابي ‌اصيبعه‌ نيز معتقد است: «ابوريحان‌ به‌ علوم‌ فلسفي‌ اشتغال‌ داشت‌ و در هيأت‌ و نجوم‌ فاضل‌ بود و همو در صناعت‌ طب‌ نظري‌ نيكو داشت‌».صفدي‌ او را چنين‌ وصف‌ مي‌كند: «... در دانش‌هاي‌ فلسفه‌ و رياضي‌ يگانه‌ روزگار خود بود، و در طب‌ و نجوم‌ بسيار كوشيده‌ و ماهر گشته‌ بود». سخائو - خاورشناس‌ آلماني -‌ كه درباره‌ بيروني‌ تحقيقاتي‌ كرده‌ و چند كتاب را در اين زمينه چاپ‌ كرده، درباره او گفته‌ است‌: «بيروني‌ از بزرگ‌ترين‌ شخصيت‌هاي عقلي‌ است‌ كه‌ تاريخ‌ اسلام‌ به‌ خود ديده‌ است‌».سميث‌ در بخش نخستين‌ از كتاب‌ "تاريخ‌ رياضيات‌" مي‌نويسد‌: «بيروني‌ درخشان‌ترين‌ چهره‌ علمي‌ زمان‌ خود در رياضي‌ بوده‌ است‌، و اروپاييان‌ بسياري‌ از معلومات‌ نادر و كمياب‌ خود را در باب‌ «هند» مديون‌ ابوريحان‌ و آثار ارزنده‌ او هستند».جرج‌ سارتن‌ در كتاب‌ "مقدمه‌اي‌ بر تاريخ‌ علم"‌ به نبوغ‌ بيروني‌ و وسعت‌ اطلاعات‌ او اذعان‌ كرده‌ و مي‌گويد: «بيروني‌ نه‌ فقط‌ از فيلسوفان‌ و رياضيدانان‌ و جغرافيدانان‌ نامبردار است‌، بلكه‌ از بزرگ‌ترين‌ مورخان‌ اسلام‌ و از نامدارترين‌ دانشمندان‌ جهان‌ است».بروكلمان‌ در "تاريخ‌ رجال‌ اسلامي"‌ مي‌آورد: «حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ شجاعت‌ فكري‌ بيروني‌ و حب‌ او به‌ آگاهي‌ علمي‌ و دور بودنش‌ از توهم‌ و دوستداري‌ حقيقت‌ و تسامح‌ و پاكي‌ ضمير او، جملگي‌ از خصالي‌ است‌ كه‌ در قرون‌ وسطا بي‌نظير بوده‌ است‌. درواقع‌ او نابغه‌اي‌ نوآور بود و در مسائل‌ علمي‌ بصيرت‌ كامل‌ داشت‌ و نظرش‌ نافذ و صائب‌ بود».اما ابوالفضل‌ بيهقي‌ در اين‌باره چنين مي‌نويسد: «... و من‌ كه‌ اين‌ تاريخ‌ پيش‌ گرفته‌ام‌، التزام‌ اين‌قدر بكرده‌ام‌ تا آن‌چه‌ نويسم‌ يا از معاينه‌ من‌ است‌ يا از سماع‌ درست‌ از مردي‌ ثقه‌، و پيش‌ از اين‌ به‌ مدتي‌ دراز كتابي‌ ديدم‌ به‌ خط‌ استاد ابوريحان‌، و او مردي‌ بود كه‌ در ادب‌ و فضل‌ و هندسه‌ و فلسفه‌ در عصر او چنو ديگري‌ نبود و به‌ گزاف‌ چيزي‌ ننوشتي‌،... و اين‌ دراز از آن‌ دادم‌ تا مقرر گردد كه‌ من‌ در تاريخ‌، چون‌ احتياط‌ مي‌كنم».عبدالحميد دجيلي درباره بيروني چنين مي‌گويد: «اگرچه ابوريحان معمولا آثار خود را به عربي و سانسكريت مي‌نوشت، اما از لحاظ فارسي داراي تسلط كامل بود تا آن‌جا كه كتاب "التفهيم" وي كه به دو زبان پارسي و تازي نوشته شده است، هم‌اكنون به عنوان يك مرجع لغت فارسي مورد توجه دانشمندان و ادباي فارسي است.اين روايت معروف است كه در واپسين ساعات عمر ابوريحان بيروني شخصي به ديدنش آمد و او در بستر بيماري پاسخ مسأله‌اي علمي را از وي پرسيد. اطرافيان که از کار او متعجب شده بودند، از بحث علمي برحذرش داشتند؛ ابوريحان در پاسخ چنين گفت: «آيا پاسخ اين سوال را بدانم و بميرم بهتر است يا ندانسته بميرم؟» ابوريحان بيروني در سال 440 هجري قمري در سن 78 سالگي در شهر غزنين از دنيا رفت.
منبع : 
www.beytoote.com

السلام علیک یا ابا عبدالله

۱۳۹۵/۰۷/۱۹

شرح شرحه شرحه شدن عشق
در اجتهاد شریح آنروز که خون خدا را مباح میکرد
و اوج منزلت ری که جای بهشت نشست در نگاه پسر سعد
عاشورا فریادی رسا از حلقوم بریده تاریخ خطبه خطبه اشک
بر گونه های خشک وارثان آب عاشورا
 

فرارسیدن ماه محرم را به تمامی دوست داران حسینی تسلیت می گوییم.

۱۳۹۵/۰۷/۱۳

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرابـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـراسلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدیبه چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدیلبیک یا حسین علیه السلام

( من کنت مولا فهذا علی مولا ) حلول عید ولایت و امامت را که به شکرانه ی تکمیل دین و تتمیم نعمت همگان ا عرشیان و فرشیان است ، محضر شما و همه ی شیعیان تبریک و تهنیت عرض می نمایم

۱۳۹۵/۰۶/۲۹

تعریف علی به گفت و کو ممکن نیست
گنجایش بحر در سبو ممکن نیست
اوصاف علی به هر زبان باید گفت
این ذکر به پیدا و نهان باید گفت
در جشن ولی عهدی مسعود علی
تبریک به صاحب الزمان باید گفت
 

۳ ذی‌الحجه؛ ورود پیامبر(ص) به مکه در حجه الوداع

۱۳۹۵/۰۶/۱۵

پیامبر خدا(ص) پس از فراهم آوری تدارکات سفر و امکانات لازم، به همراه دختر گرامی اش حضرت فاطمه زهرا(س) و تمامی همسران خود، در ۲۶ ذی قعده و به قولی در ۲۵ این ماه، از مدینه خارج شد. در این سفر روحانی و به یاد ماندنی، در حدود یکصد و چهار هزار و یا یکصد و بیست و چهار هزار نفر از مسلمانان شرکت نمودند. آن حضرت ، ابودجانه را جانشین خود در مدینه قرار داد و در حالی که بیش از شصت قربانی همراه داشت ابتدا به منطقه ذوالحُلیفه رفت و در مسجد شجره احرام بست و سپس به سوی مکه حرکت نمود. حضرت علی(ع) نیز که به همراه یاران خویش به سوی مکه عازم شده بود، یکی از یارانش را جانشین خویش در سپاه تحت فرمانش گذاشت و زودتر از آنان، به سوی مکه حرکت کرد. بدین جهت، چند روز زودتر از یارانش به پیامبر(ص) ملحق شد. حضرت علی(ع) در نزدیکی های شهر مکه معظمه، به پیامبر(ص) و سایر مسلمانان رسید و پیامبر(ص) با دیدن وی بسیار خرسند و خوشحال شد. به هر روی پیامبر خدا (ص) به همراه بستگان نزدیک و اصحاب و یارانش جهت انجام حج و زیارت خانه خدا در آخرین سال حیات با برکت خویش از مدینه عازم مکه مکرمه شد که این سفر در تاریخ اسلام به سفر حجه الوداع معروف گردید.

روز بزرگداشت محمدبن زکریای رازی و روز داروساز

۱۳۹۴/۰۶/۰۷

 جواهری عزیزی ۵ شهریور روز بزرگداشت محمدبن زکریای رازی و روز داروساز را به تمام داروسازان زحمتکش تبریک عرض مینماید.

میلاد با سعادت امام رضا علیه السلام

۱۳۹۴/۰۶/۰۷

جواهری عزیزی میلاد با سعادت اقا علی ابن موسی الرضا (ع) را به تمام شیعیان و محبان آن حضرت تبریک عرض می نماید.

زادروز داراب

۱۳۹۴/۰۶/۰۷

جواهری عزیزی زادروز کورش کبیر را بر تمام ایرانیان تبریک میگوید.
چندی مطالب زیبا در باره ای این روز 4 شهریور




زادروز داراب (کوروش کبیر)**  4
 شهریور مصادف با زادروز داراب (کوروش کبیر) زادروز : ۶۰۰ یا ۵۷۶ پیش از میلاد
زادگاه : انشان، پارس
مرگ : دسامبر ۵۳۰ پیش از میلاد مسیح
همسر : کاساندان
دودمان : هخامنشیان
پدر : کمبوجیه یکم
مادر : ماندانا
 کوروش دوم که به کوروش بزرگ و کوروش کبیر مشهور است، بنیان‌گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت می‌کرد. کوروش در استوانهٔ خود که در بابل کشف شده، خودش را «فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ چیش‌پیش، شاه بزرگ انشان، از خانواده‌ای که همیشه پادشاه بوده‌است» معرفی می‌کند. به گفتهٔ هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشته‌است و به‌جز کتزیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا دختر آستیاگ را مادر کوروش دانسته‌اند و گزارش داده‌اند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بوده‌است.     برخی از مورخان امروزی این روایت را معتبر می‌دانند اما برخی دیگر اعتقاد دارند رواج این روایت ریشه‌های سیاسی داشته‌است و هدفش این بوده که از بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمه‌مادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارس‌ها آشتی دهد و اصولاً رابطه‌ای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه می‌دانند. کوروش از تنها همسر خود کاساندان، دو پسر به نام‌های کمبوجیه و بردیا داشت که کمبوجیه را پیش از لشکرکشی به شرق، به‌عنوان ولیعهد خود انتخاب کرد. کمبوجیه به‌واسطهٔ انتصابش به‌عنوان «شاه بابل»، عملاً به‌عنوان جانشین تعیین شده بود و کوروش، امور این مملکت را به او واگذار کرد. احتمالاً کمبوجیه پس از مرگ پدرش، به مرزهای شمال شرقی سامان داد و در پاییز سال ۵۲۸ پیش از میلاد، حمله به مصر را آغاز کرد و توانست آنجا را فتح کند.    آرامگاه کوروش شخصیت کوروش
کوروش در نزد بابلیان، برگزیدهٔ مردوک، در نزد یهودیان، مسح‌شدهٔ خداوند بود و به‌نظر نمی‌رسد که مادها او را سروری بیگانه فرض کرده‌باشند. هرودوت (نخستین تاریخ‌نگار یونانی‌زبان)می‌گوید که پارسیان از او چونان یک پدر سخن می‌گفتند، زیرا وی مهربان بود و از آنچه برای ایرانیان نیکو بود، کوتاهی نمی‌کرد؛ در عین حال هرودوت وی را مردی زودخشم می‌داند.
 داندامایف می‌گوید «کوروش محبوبترین شاه پارس و بنیانگذار یک امپراتوری جهانی بود».«به نظر می‌رسد کوروش به سنت و ادیان سرزمین‌های فتح شده احترام می‌گذاشت. پارسی‌ها او را پدر، روحانیان بابل او را برگزیده مردوک، یهودی‌ها او را مسیح فرستاده شده از جانب یهوه و یونانیان او را فاتحی بزرگ و سیاستمداری باهوش می‌دانستند. گزنفون در کورش‌نامه او را حکمرانی آرمانی و ایده‌آل توصیف می‌کند».
والتر هینتس، می‌گوید: «کوروش سه امپراتوری را ساقط کرده بود: ماد، لیدیه و بابل. آیندگان فراموش نکردند که کوروش هیچ‌کدام از سه فرمانروا، نه آستیاگ، نه کرزوس و نه نبونعید را نکشت، بلکه به تبعید آن‌ها بسنده کرد و حتی برای آن‌ها زندگی شاهانه‌ای فراهم آورد. این رفتار در جهان باستان بی‌سابقه بود و تا زمان کوروش هرگز اتفاق نیفتاده بود»
.
منبع : fa.wikipedia.org- beytoote.com

امید واریم شما دوستان عزیز استفاده ی کافی را برده باشید.

آدرس ما واقع در: 
مشهدالرضا-فلکه آب - خیابان سمت چپ جنب بازار امام رضا(ضلع شمالی بازار امام رضا) جنب هتل کوثر- پاساژ ولی عصر - فاز 2 - پلاک 107 فروشگاه عزیزی مراجعه نمایید

سعيد عزيزي : 09155112112

LiveZilla Live Chat Software

info@silver925azizi.com

شنبه تا پنج شنبه ساعت 10 صبح الی 10 شب